دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی meritocracy به فارسی
شایستهسالاری، نخبهسالاری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From merit + -o- + -cracy, coined by Alan Fox in 1956.
اسم
- جمع
- meritocracies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
Though widely used as a term of praise, the term was originally coined as a satire and a critique of awarding educational achievement.
شایستهسالاری، نخبهسالاری
Rule by merit and talent.
The company believes in meritocracy, promoting employees based on their skills and achievements.
شرکت به شایستهسالاری اعتقاد دارد و کارکنان را بر اساس مهارتها و دستاوردهایشان ارتقاء میدهد.
نوعی جامعه که در آن ثروت، درآمد و جایگاه اجتماعی از طریق رقابت تعیین میشود.
A type of society where wealth, income, and social status are assigned through competition.
As a small nation without natural resources, Singapore relies on education and meritocracy to develop its economy.
سنگاپور به عنوان یک کشور کوچک بدون منابع طبیعی، برای توسعه اقتصاد خود به آموزش و شایستهسالاری متکی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه meritocracy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.