دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی metabolism به فارسی
سوختوساز، دگرگوهرش، پزانش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek metabolē (change) + -ism.
اسم
- جمع
- metabolisms
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
سوختوساز، دگرگوهرش، پزانش
The chemical processes that occur within a living organism in order to maintain life.
The metabolisms of aerobic bacteria require oxygen.
سوختوساز باکتریهای هوازی به اکسیژن نیاز دارد.
واژههای خاصتر: anabolism، catabolism
میزان سوختوساز، سرعت متابولیسم
The rate at which these processes occur for a given organism.
Small animals have a much higher metabolism than large animals because they lose more body heat.
حیوانات کوچک به دلیل از دست دادن گرمای بدن، سوختوساز بسیار بالاتری نسبت به حیوانات بزرگ دارند.
فرآیندهای حفظ یک سیستم پویا
The processes that maintain any dynamic system.
The metabolism of a city involves constant change and renewal.
سوختوساز یک شهر شامل تغییر و نوسازی مداوم است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه metabolism را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.