دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی marketplace به فارسی

محل فروش (به ویژه محل بی‌سقف)، بازار باز

بریتانیایی: /ˈmɑː.kɪt.pleɪs/ آمریکایی: /ˈmɑːr.kɪt.pleɪs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: market place ؛ market-place archaic

ریشه‌شناسی

From market + place.

اسم

جمع
marketplaces
۱.

محل فروش (به ویژه محل بی‌سقف)، بازار باز

An open area in a town housing a public market.

Every Saturday, local farmers sell fresh produce at the open-air marketplace.

هر شنبه، کشاورزان محلی محصولات تازه خود را در محل فروش بدون سقف می‌فروشند.

۲.

بازار، دادوستد بازرگانی، عرصه‌ی تجارت

The space, actual or metaphorical, in which a market operates; the world of commerce and trade.

Some high-street retailers were slow to enter the new digital marketplace of the Internet.

برخی از خرده‌فروشان خیابان اصلی در ورود به بازار دیجیتال جدید اینترنت کند عمل کردند.

Industries must be able to compete in the free marketplace.

صنایع بایستی بتوانند در بازار آزاد رقابت کنند.

۳.

بازار (برای تبادل اندیشه یا مد)

A place or sphere for the exchange of anything, such as ideas or fashions.

The marketplace of ideas thrives on open debate.

بازار اندیشه‌ها با بحث آزاد رونق می‌گیرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه marketplace را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.