دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی marketing به فارسی
بازاریابی، خرید و فروش، دادوستد، کسب و کار، بازار رسانی، عرضه به بازار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
بازاریابی، خرید و فروش، دادوستد، کسب و کار، بازار رسانی، عرضه به بازار
The act or process of buying or selling at a market; the development of a strategy for the sales of a certain product; promotion and selling services; distribution of goods.
She studied marketing to learn how to increase sales and grow the business.
او بازاریابی خواند تا یاد بگیرد چگونه فروش را افزایش دهد و کسب و کار را رشد دهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه marketing را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.