دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی masterpiece به فارسی
شاهکار، اثر برجستهای که تحسین شده است
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: master-piece obsolete
ریشهشناسی
From master + piece, calque of Dutch meesterstuk or German Meisterstück.
اسم
- جمع
- masterpieces
شاهکار، اثر برجستهای که تحسین شده است
A piece of work that has been given much critical praise, especially one that is considered the greatest work of a person's career.
one of the masterpieces of Persian poetry
یکی از شاهکارهای شعر فارسی
اثر برجسته، کار با مهارت و خلاقیت بالا
A work of outstanding creativity, skill or workmanship.
Masterpieces are not completed, they are abandoned.
شاهکارها کامل نمیشوند، رها میشوند.
اثری که برای دریافت عنوان استادکار و عضویت در صنف ساخته میشود
A work created in order to qualify as a master craftsman and member of a guild.
He presented his masterpiece to the guild.
او شاهکار خود را به صنف ارائه داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه masterpiece را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.