دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی marital به فارسی

وابسته به زناشویی، زن و شوهری، ازدواجی، نکاحی

بریتانیایی: /ˈmær.ɪ.təl/ آمریکایی: /ˈmer.ɪ.t̬əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French marital, from Latin marītālis, from marītus (husband).

صفت

۱.

وابسته به زناشویی، زن و شوهری، ازدواجی، نکاحی

Pertaining to marriage.

They attended counseling to improve their marital relationship.

آن‌ها برای بهبود رابطه زناشویی خود به مشاوره رفتند.

۲.

وابسته به شوهر، شوهری

منسوخ

Pertaining to a husband.

The marital authority of the husband was recognized by the village court.

اقتدار شوهریِ شوهر در دادگاه روستا به رسمیت شناخته می‌شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه marital را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.