دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی exploit به فارسی
کار قهرمانانه یا خارقالعاده، شاهکار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French esploit (noun), esploitier (verb).
اسم
- جمع
- exploits
کار قهرمانانه یا خارقالعاده، شاهکار
A heroic or extraordinary deed.
The first trek to the summit of Mount Everest was a stunning exploit.
اولین سفر به قلهٔ اورست یک شاهکار شگفتانگیز بود.
مترادفها: achievement
برنامه یا تکنیکی که از آسیبپذیری نرمافزاری سوءاستفاده میکند
A program or technique that exploits a vulnerability in other software.
The hacker used an exploit to gain access.
هکر از یک اکسپلویت برای دسترسی استفاده کرد.
عمل یا تکنیکی که از شرایط بازی ویدیویی برای کسب برتری سوءاستفاده میکند
An action or technique that takes advantage of the conditions of a video game to gain an advantage.
Players found an exploit to get unlimited lives.
بازیکنان یک اکسپلویت برای جانهای نامحدود پیدا کردند.
فعل
- سومشخص مفرد
- exploits
- وجه وصفی حال
- exploiting
- گذشته ساده
- exploited
- اسم مفعول
- exploited
بهرهبرداری کردن، مورد استفاده قرار دادن
To use something to one's advantage, such as one's own benefit or a society's benefit.
We need to exploit natural resources in a sustainable way.
ما باید از منابع طبیعی به صورت پایدار بهرهبرداری کنیم.
مترادفها: use، utilize
استثمار کردن، بهرهکشی کردن، سوءاستفاده کردن
To make unfair use of someone else's labor, person, or property to one's own advantage.
The company was accused of exploiting workers by paying them very low wages.
به شرکت اتهام بهرهکشی از کارگران با پرداخت دستمزدهای بسیار کم زده شد.
مترادفها: take advantage of، abuse
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه exploit را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.