دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی knotty به فارسی
پر گره، گرهناک
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English knotty, from knotte (knot) + -y.
صفت
- صفت تفضیلی
- knottier، more knotty
- صفت عالی
- knottiest، most knotty
پر گره، گرهناک
Full of, or tied up in, knots.
a knotty board
تختهی پرگره
قلمبهدار، گرهگره
Of a tree or body part: full of knots; gnarled, knobbly.
a knotty old oak tree
درخت بلوط کهنسال و گرهگره
دشوار، بغرنج
Complicated or tricky; difficult to solve.
a knotty problem
مسئلهی بغرنج
متضادها: simple، uncomplicated
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه knotty را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.