دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی intricate به فارسی

بغرنج، پیچیده، تو در تو، درهم بافته

بریتانیایی: /ˈɪn.trɪ.kət / ˈɪn.trɪ.keɪt/ آمریکایی: /ˈɪn.trə.kət / ˈɪn.trə.keɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Latin intricatus, past participle of intricare.

صفت

صفت تفضیلی
more intricate
صفت عالی
most intricate
۱.

بغرنج، پیچیده، تو در تو، درهم بافته

Having a great deal of fine detail or complexity.

The architecture of this clock is very intricate.

معماری این ساعت بسیار پیچیده است.

۲.

دشوار، گره‌خورده، معمایی

قدیمی

Difficult to disentangle, puzzle apart, or resolve; enigmatic, obscure.

The intricate riddle of the old manuscript baffled the scholars who sought its meaning.

معمای پیچیدهٔ نسخهٔ باستانی پژوهشگرانِ درپی معنای آن را گمراه کرد.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Latin intricatus, past participle of intricare.

فعل

سوم‌شخص مفرد
intricates
وجه وصفی حال
intricating
گذشته ساده
intricated
اسم مفعول
intricated
۳.

گرفتار شدن، درهم پیچیده شدن

ناگذرا

To become enmeshed or entangled.

The threads intricate easily.

نخ‌ها به راحتی درهم می‌پیچند.

۴.

گرفتار کردن، درهم پیچاندن

گذرا

To enmesh or entangle; to cause to intricate.

The plot intricates the characters in a web of lies.

داستان شخصیت‌ها را در شبکه‌ای از دروغ گرفتار می‌کند.

متضادها: extricate

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه intricate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.