دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی irritation به فارسی

آزردگی، تحریک، عصبانیت

بریتانیایی: /ˌɪr.ɪˈteɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌɪr.əˈteɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French irritation, from Latin irrītātiō, from irrītāre (to excite).

اسم

جمع
irritations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

آزردگی، تحریک، عصبانیت

The act of irritating or annoying.

What irritation causes you to be so moody?

چه آزردگی‌ای باعث شده اینقدر بداخلاق باشی؟

۲.

ناراحتی، آزردگی

The state of being irritated.

The constant noise from the construction site was a source of irritation for the residents.

سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز باعث آزردگی ساکنان شد.

۳.

چیزی یا کسی که آزاردهنده است

A thing or person that annoys.

The loud music was a constant irritation to the neighbors.

موسیقی بلند برای همسایه‌ها یک عامل تحریک دائمی بود.

مترادف‌ها: pain in the neck

۴.

آزردگی و آماس، افژولش، افژولیدگی

فیزیولوژی

A state of inflammation or of painful reaction to cell or tissue damage.

eye irritation

آزردگی چشم

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه irritation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.