دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی irritation به فارسی
آزردگی، تحریک، عصبانیت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French irritation, from Latin irrītātiō, from irrītāre (to excite).
اسم
- جمع
- irritations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
آزردگی، تحریک، عصبانیت
The act of irritating or annoying.
What irritation causes you to be so moody?
چه آزردگیای باعث شده اینقدر بداخلاق باشی؟
ناراحتی، آزردگی
The state of being irritated.
The constant noise from the construction site was a source of irritation for the residents.
سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز باعث آزردگی ساکنان شد.
چیزی یا کسی که آزاردهنده است
A thing or person that annoys.
The loud music was a constant irritation to the neighbors.
موسیقی بلند برای همسایهها یک عامل تحریک دائمی بود.
مترادفها: pain in the neck
آزردگی و آماس، افژولش، افژولیدگی
A state of inflammation or of painful reaction to cell or tissue damage.
eye irritation
آزردگی چشم
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه irritation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.