دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی irritant به فارسی

آزردگی‌انگیز، محرک، التهاب‌آور

بریتانیایی: /ˈɪr.ɪ.tənt/ آمریکایی: /ˈɪr.ə.t̬ənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French irritant, equivalent to irritate + -ant.

صفت

۱.

آزردگی‌انگیز، محرک، التهاب‌آور

Causing irritation or inflammation.

The chemical is highly irritant to the skin.

این ماده شیمیایی برای پوست بسیار محرک است.

۲.

باطل‌کننده، ابطال‌کننده به‌طور مشروط

حقوقاسکاتلند

Rendering null and void; conditionally invalidating.

The clause was deemed irritant under Scots law.

این بند طبق قانون اسکاتلند باطل‌کننده تلقی شد.

اسم

جمع
irritants
۳.

داروی محرک، ماده‌ای که برای ایجاد تحریک به کار می‌رود

Any medication designed to cause irritation.

The doctor prescribed an irritant to promote blood flow.

پزشک یک داروی محرک برای افزایش جریان خون تجویز کرد.

۴.

آزردگر، آزارنده، عامل آزار

A source of irritation.

Noise was a constant irritant.

سر و صدا دایما (ما را) آزار می‌داد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه irritant را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.