دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی irrepressible به فارسی
مهارناپذیر، سرکوبنکردنی، غیرقابل کنترل
بریتانیایی: /ˌɪr.ɪˈpres.ə.bəl/ آمریکایی: /ˌɪr.əˈpres.ə.bəl/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From ir- + repressible.
صفت
- صفت تفضیلی
- more irrepressible
- صفت عالی
- most irrepressible
۱.
مهارناپذیر، سرکوبنکردنی، غیرقابل کنترل
Not containable or controllable.
Her irrepressible laughter filled the room with joy.
خنده مهارناپذیر او اتاق را از شادی پر کرد.
۲.
پرنشاط، بیپروا، پافشار
Especially high-spirited, outspoken, or insistent.
He is an irrepressible optimist.
او یک خوشبین پافشار است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه irrepressible را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.