دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی irresponsible به فارسی
غیرمسئول، کسی که مسئولیت قانونی ندارد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From ir- + responsible.
صفت
- صفت تفضیلی
- more irresponsible
- صفت عالی
- most irresponsible
غیرمسئول، کسی که مسئولیت قانونی ندارد
Not responsible; exempt from legal responsibility, not to be held accountable.
The court found him irresponsible for the damages.
دادگاه او را در قبال خسارات غیرمسئول دانست.
بیمسئولیت، لاابالی، وظیفهنشناس، سهلانگار
Lacking a sense of responsibility; performed or acting as though without responsibility; negligent.
Leaving the front door unlocked was very irresponsible of him.
باز گذاشتن در ورودی بسیار بیمسئولیتی از طرف او بود.
مترادفها: negligent
اسم
- جمع
- irresponsibles
فرد بیمسئولیت، لاابالی
Someone who is not responsible.
He is an irresponsible who never finishes his work.
او یک فرد بیمسئولیت است که هرگز کارش را تمام نمیکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه irresponsible را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.