دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی irresponsible به فارسی

غیرمسئول، کسی که مسئولیت قانونی ندارد

بریتانیایی: /ˌɪr.ɪˈspɒn.sə.bəl/ آمریکایی: /ˌɪr.əˈspɑːn.sə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From ir- + responsible.

صفت

صفت تفضیلی
more irresponsible
صفت عالی
most irresponsible
۱.

غیرمسئول، کسی که مسئولیت قانونی ندارد

نادر

Not responsible; exempt from legal responsibility, not to be held accountable.

The court found him irresponsible for the damages.

دادگاه او را در قبال خسارات غیرمسئول دانست.

۲.

بی‌مسئولیت، لاابالی، وظیفه‌نشناس، سهل‌انگار

Lacking a sense of responsibility; performed or acting as though without responsibility; negligent.

Leaving the front door unlocked was very irresponsible of him.

باز گذاشتن در ورودی بسیار بی‌مسئولیتی از طرف او بود.

مترادف‌ها: negligent

اسم

جمع
irresponsibles
۳.

فرد بی‌مسئولیت، لاابالی

Someone who is not responsible.

He is an irresponsible who never finishes his work.

او یک فرد بی‌مسئولیت است که هرگز کارش را تمام نمی‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه irresponsible را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.