دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی involuntary به فارسی
غیرعمدی، ناآگاهانه، ناخواسته
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From in- + voluntary, from Late Latin involontarius.
صفت
- صفت تفضیلی
- more involuntary
- صفت عالی
- most involuntary
غیرعمدی، ناآگاهانه، ناخواسته
Without intention; unintentional.
involuntary manslaughter
قتل غیر عمد
مترادفها: inadvertent، unintended
غیر ارادی، خودبخود
Not voluntary or willing; contrary or opposed to explicit will or desire; unwilling.
sneezing is involuntary
عطسه کردن غیر ارادی است.
مترادفها: unwilling، compulsory
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه involuntary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.