دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی invariant به فارسی

ثابت، نادگرسان، دگرش‌ناپذیر

بریتانیایی: /ɪnˈveə.ri.ənt/ آمریکایی: /ɪnˈver.i.ənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From in- + variant.

صفت

صفت تفضیلی
more invariant
صفت عالی
most invariant
۱.

ثابت، نادگرسان، دگرش‌ناپذیر

Not varying; constant.

The laws of physics are considered invariant across the universe.

قوانین فیزیک در سراسر جهان ثابت در نظر گرفته می‌شوند.

مترادف‌ها: invariable

۲.

پایا، پایدار

ریاضی

Unaffected by a specified operation, especially by a transformation.

The value is invariant under rotation.

مقدار تحت چرخش پایا است.

۳.

نه هم‌وردا و نه پادوردا

برنامه‌نویسی

Neither covariant nor contravariant.

This type parameter is invariant.

این پارامتر نوع ناهم‌وردا و ناهسته‌وردا است.

اسم

جمع
invariants
۴.

کمیت یا تابع پایا

An invariant quantity, function, etc.

Energy is an invariant in this system.

انرژی در این سیستم یک کمیت پایا است.

۵.

ناوردای کلاس

برنامه‌نویسی

Ellipsis of class invariant.

The class invariant must hold after every method call.

ناوردای کلاس باید پس از هر فراخوانی متد برقرار باشد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه invariant را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.