دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی invariant به فارسی
ثابت، نادگرسان، دگرشناپذیر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From in- + variant.
صفت
- صفت تفضیلی
- more invariant
- صفت عالی
- most invariant
ثابت، نادگرسان، دگرشناپذیر
Not varying; constant.
The laws of physics are considered invariant across the universe.
قوانین فیزیک در سراسر جهان ثابت در نظر گرفته میشوند.
مترادفها: invariable
پایا، پایدار
Unaffected by a specified operation, especially by a transformation.
The value is invariant under rotation.
مقدار تحت چرخش پایا است.
نه هموردا و نه پادوردا
Neither covariant nor contravariant.
This type parameter is invariant.
این پارامتر نوع ناهموردا و ناهستهوردا است.
اسم
- جمع
- invariants
کمیت یا تابع پایا
An invariant quantity, function, etc.
Energy is an invariant in this system.
انرژی در این سیستم یک کمیت پایا است.
ناوردای کلاس
Ellipsis of class invariant.
The class invariant must hold after every method call.
ناوردای کلاس باید پس از هر فراخوانی متد برقرار باشد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه invariant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.