دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی invective به فارسی

هتاکی، فحش، ناسزا، دشنام، هرزه‌گویی

بریتانیایی: /ɪnˈvek.tɪv/ آمریکایی: /ɪnˈvek.tɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French invective, from Medieval Latin invectiva, from Latin invectīvus.

اسم

جمع
invectives
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

هتاکی، فحش، ناسزا، دشنام، هرزه‌گویی

An expression that inveighs or rails against a person; a severe or violent censure or reproach.

The politician's speech was filled with invective against his opponents.

سخنرانی سیاستمدار پر از هتاکی علیه مخالفانش بود.

صفت

صفت تفضیلی
more invective
صفت عالی
most invective
۲.

توهین‌آمیز، اهانت‌آمیز، دشنام‌دهنده

Characterized by invection or railing; abusive, critical, denunciatory, satirical, vitriolic, vituperative.

Tom's speeches became diatribes — each more invective than the last.

سخنرانی‌های تام تبدیل به دیاتریب شدند - هر یک توهین‌آمیزتر از قبلی.

مترادف‌ها: abusive، critical، denunciatory، satirical، vitriolic، vituperative

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه invective را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.