دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی invective به فارسی
هتاکی، فحش، ناسزا، دشنام، هرزهگویی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French invective, from Medieval Latin invectiva, from Latin invectīvus.
اسم
- جمع
- invectives
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
هتاکی، فحش، ناسزا، دشنام، هرزهگویی
An expression that inveighs or rails against a person; a severe or violent censure or reproach.
The politician's speech was filled with invective against his opponents.
سخنرانی سیاستمدار پر از هتاکی علیه مخالفانش بود.
صفت
- صفت تفضیلی
- more invective
- صفت عالی
- most invective
توهینآمیز، اهانتآمیز، دشنامدهنده
Characterized by invection or railing; abusive, critical, denunciatory, satirical, vitriolic, vituperative.
Tom's speeches became diatribes — each more invective than the last.
سخنرانیهای تام تبدیل به دیاتریب شدند - هر یک توهینآمیزتر از قبلی.
مترادفها: abusive، critical، denunciatory، satirical، vitriolic، vituperative
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه invective را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.