دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی intuition به فارسی
درونیافت، شهود، شناخت بیواسطه بدون استدلال آگاهانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: intuïtion archaic
ریشهشناسی
From Medieval Latin intuitio, from Latin intueor (to look at).
اسم
- جمع
- intuitions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
درونیافت، شهود، شناخت بیواسطه بدون استدلال آگاهانه
Immediate cognition without the use of conscious rational processes.
I knew by intuition that it was time to act.
از طریق شهود میدانستم که وقت اقدام است.
درونیافته، بینش شهودی
A perceptive insight gained by the use of this faculty.
My intuitions have led me to conclude that...
احساس من مرا به این نتیجه رسانده است که ...
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه intuition را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.