دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی intimidate به فارسی

مرعوب کردن، هراسناک کردن، بیمناک کردن

بریتانیایی: /ɪnˈtɪm.ɪ.deɪt/ آمریکایی: /ɪnˈtɪm.ə.deɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Medieval Latin intimidatus, from Latin in- + timidus (afraid).

فعل

سوم‌شخص مفرد
intimidates
وجه وصفی حال
intimidating
گذشته ساده
intimidated
اسم مفعول
intimidated
۱.

مرعوب کردن، هراسناک کردن، بیمناک کردن

گذرا

To make timid or afraid; to cause to feel fear or nervousness; to deter, especially by threats of violence.

He's trying to intimidate you. If you ignore him, hopefully he'll stop.

او سعی دارد تو را مرعوب کند. اگر نادیده‌اش بگیری، امیدوارم دست بردارد.

مترادف‌ها: abash

۲.

با تهدید وادار کردن

گذرا

To force or deter someone into doing something by threats.

He wanted to intimidate the witnesses into silence.

او می‌خواست با تهدید شهود را وادار به سکوت کند.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

intimidation

۳.

تهدید، بیم‌انگیزی، هراس انگیزی، بیم‌گستری

The act of making someone feel timid or afraid; the use of threats to force or deter someone.

The witness was too scared to testify due to intimidation.

شاهد به دلیل تهدید بسیار ترسیده بود تا شهادت دهد.

عبارت‌های مرتبط

intimidation
تهدید، بیم‌انگیزی، هراس انگیزی، بیم‌گستری

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه intimidate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.