دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی intolerance به فارسی

نابردباری، نارواداری، تعصب

بریتانیایی: /ɪnˈtɒl.ər.əns/ آمریکایی: /ɪnˈtɑː.lɚ.əns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French intolérance, from Latin intolerantia.

اسم

جمع
intolerances
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

نابردباری، نارواداری، تعصب

uncountable

The state of being intolerant.

Religious intolerance is a serious problem in Brazil.

سنگاش (نابردباری) مذهبی مشکل جدی در برزیل است.

۲.

حساسیت، عدم تحمل، بی‌تابی نسبت به غذا یا دارو

countableپزشکی

Extreme sensitivity to a food or drug; an individual inability to digest a food that is generally considered edible.

Lactose intolerance is common among adults.

عدم تحمل لاکتوز در میان بزرگسالان شایع است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه intolerance را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.