دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی intolerance به فارسی
نابردباری، نارواداری، تعصب
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French intolérance, from Latin intolerantia.
اسم
- جمع
- intolerances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
نابردباری، نارواداری، تعصب
The state of being intolerant.
Religious intolerance is a serious problem in Brazil.
سنگاش (نابردباری) مذهبی مشکل جدی در برزیل است.
حساسیت، عدم تحمل، بیتابی نسبت به غذا یا دارو
Extreme sensitivity to a food or drug; an individual inability to digest a food that is generally considered edible.
Lactose intolerance is common among adults.
عدم تحمل لاکتوز در میان بزرگسالان شایع است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه intolerance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.