دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی intimacy به فارسی
صمیمیت، نزدیکی، دوستی نزدیک، همرازی، دمسازی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From intimate + -cy.
اسم
- جمع
- intimacies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
صمیمیت، نزدیکی، دوستی نزدیک، همرازی، دمسازی
Feeling or atmosphere of closeness and openness towards someone else, often but not necessarily involving sexuality.
their intimacy increased and they decided to get married
صمیمیت آنها زیادتر شد و تصمیم به زناشویی گرفتند.
متضادها: solitude
رابطهی صمیمانه، رابطهی نزدیک
Intimate relationship.
The couple enjoyed the intimacy of their quiet evening together.
زوج از خلوت شب آرام خود لذت بردند.
جزئیات خصوصی، اطلاعات محرمانه
Intimate detail, item of intimate information.
The biography revealed many intimacies of the author's life.
زندگینامه جزئیات خصوصی زیادی از زندگی نویسنده را فاش کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه intimacy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.