دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی intimacy به فارسی

صمیمیت، نزدیکی، دوستی نزدیک، هم‌رازی، دمسازی

بریتانیایی: /ˈɪn.tɪ.mə.si/ آمریکایی: /ˈɪn.t̬ə.mə.si/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From intimate + -cy.

اسم

جمع
intimacies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

صمیمیت، نزدیکی، دوستی نزدیک، هم‌رازی، دمسازی

uncountablecountable

Feeling or atmosphere of closeness and openness towards someone else, often but not necessarily involving sexuality.

their intimacy increased and they decided to get married

صمیمیت آنها زیادتر شد و تصمیم به زناشویی گرفتند.

متضادها: solitude

۲.

رابطه‌ی صمیمانه، رابطه‌ی نزدیک

countable

Intimate relationship.

The couple enjoyed the intimacy of their quiet evening together.

زوج از خلوت شب آرام خود لذت بردند.

۳.

جزئیات خصوصی، اطلاعات محرمانه

countable

Intimate detail, item of intimate information.

The biography revealed many intimacies of the author's life.

زندگی‌نامه جزئیات خصوصی زیادی از زندگی نویسنده را فاش کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه intimacy را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.