دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی interrogate به فارسی

بازپرسی کردن، بازجویی کردن

بریتانیایی: /ɪnˈter.ə.ɡeɪt/ آمریکایی: /ɪnˈter.ə.ɡeɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin interrogatus, from interrogare, meaning to ask.

فعل

سوم‌شخص مفرد
interrogates
وجه وصفی حال
interrogating
گذشته ساده
interrogated
اسم مفعول
interrogated
۱.

بازپرسی کردن، بازجویی کردن

گذرا

To question or quiz, especially in a thorough and/or aggressive manner.

The police interrogated the suspect at some length before they let him go.

پلیس دو ساعت از او بازپرسی کرد.

۲.

پرس و جو کردن، اطلاعات درخواست کردن

گذرارایانه

To query or request information from.

The program interrogates the database for matching records.

برنامه برای یافتن رکوردهای منطبق از پایگاه داده پرس و جو می‌کند.

۳.

مورد بررسی انتقادی قرار دادن

گذراادبی

To examine critically.

The essay interrogates the assumptions of modern society.

این مقاله مفروضات جامعه مدرن را مورد بررسی انتقادی قرار می‌دهد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه interrogate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.