دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی intercourse به فارسی
مبادله، تبادل، مراوده، گفتگو
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French entrecours, from Late Latin intercursus.
اسم
- جمع
- intercourses
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
مبادله، تبادل، مراوده، گفتگو
Communication, conversation.
social intercourse
روابط اجتماعی
روابط بین کشورها، مراوده
Dealings between countries.
Diplomatic intercourse between the two nations resumed.
روابط دیپلماتیک بین دو کشور از سر گرفته شد.
معامله، داد و ستد، روابط تجاری
Dealings with people, including commerce and trade.
Commercial intercourse flourished along the trade route.
مبادلات تجاری در طول مسیر تجاری رونق داشت.
جماع، مقاربت، آمیزش جنسی
Sexual intercourse usually involving humans.
sexual intercourse
مقاربت جنسی
فعل
- سومشخص مفرد
- intercourses
- وجه وصفی حال
- intercoursing
- گذشته ساده
- intercoursed
- اسم مفعول
- intercoursed
آمیزش جنسی کردن، مقاربت کردن
To have sexual intercourse.
They intercoursed under the moonlight.
آنها زیر نور مهتاب آمیزش کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه intercourse را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.