دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی intercourse به فارسی

مبادله، تبادل، مراوده، گفتگو

بریتانیایی: /ˈɪn.tə.kɔːs/ آمریکایی: /ˈɪn.t̬ɚ.kɔːrs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French entrecours, from Late Latin intercursus.

اسم

جمع
intercourses
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

مبادله، تبادل، مراوده، گفتگو

Communication, conversation.

social intercourse

روابط اجتماعی

۲.

روابط بین کشورها، مراوده

Dealings between countries.

Diplomatic intercourse between the two nations resumed.

روابط دیپلماتیک بین دو کشور از سر گرفته شد.

۳.

معامله، داد و ستد، روابط تجاری

Dealings with people, including commerce and trade.

Commercial intercourse flourished along the trade route.

مبادلات تجاری در طول مسیر تجاری رونق داشت.

۴.

جماع، مقاربت، آمیزش جنسی

Sexual intercourse usually involving humans.

sexual intercourse

مقاربت جنسی

فعل

سوم‌شخص مفرد
intercourses
وجه وصفی حال
intercoursing
گذشته ساده
intercoursed
اسم مفعول
intercoursed
۵.

آمیزش جنسی کردن، مقاربت کردن

ناگذراغیراستاندارد

To have sexual intercourse.

They intercoursed under the moonlight.

آن‌ها زیر نور مهتاب آمیزش کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه intercourse را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.