دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی interconnectedness به فارسی
بههمپیوستگی، ارتباط متقابل
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From interconnected + -ness.
اسم
- جمع
- interconnectednesses
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
بههمپیوستگی، ارتباط متقابل
The state of being interconnected.
The interconnectedness of global economies is undeniable.
بههمپیوستگی اقتصادهای جهانی غیرقابل انکار است.
وحدت همه چیز در جهانبینیهای خاص، بدون جدایی واقعی فراتر از ظواهر
According to some worldviews, a oneness in all things, with no true separation deeper than appearances.
Many spiritual traditions teach the interconnectedness of all life.
بسیاری از سنتهای معنوی بههمپیوستگی همه زندگی را آموزش میدهند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه interconnectedness را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.