دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی interaction به فارسی
فعل و انفعال، برهمکنش، همکنش، کنش و واکنش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Medieval Latin interāctiō.
اسم
- جمع
- interactions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
فعل و انفعال، برهمکنش، همکنش، کنش و واکنش
The situation or occurrence in which two or more objects or events act upon one another to produce a new effect; the effect resulting from such a situation or occurrence.
Be aware of interactions between different medications.
از فعل و انفعالات بین داروهای مختلف آگاه باشید.
تعامل، گفتوگو، ارتباط متقابل
A conversation or exchange between people.
I enjoyed the interaction with a bunch of like-minded people.
از تعامل با گروهی از افراد همفکر لذت بردم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه interaction را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.