دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی intense به فارسی
شدید، سخت، حاد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin intēnsus, meaning stretched tight.
صفت
- صفت تفضیلی
- intenser، more intense
- صفت عالی
- intensest، most intense
شدید، سخت، حاد
Extreme or very high or strong in degree; severe.
intense cold
سرمای سخت
بسیار شدید، فوقالعاده
Possessing some characteristic to an extreme or very high degree.
intense light
نور شدید
عمیق، پرشور، پرشوق
Of feelings, thoughts, etc.: strongly focused; ardent, deep, earnest, passionate.
intense passion
شور و شوق شدید
پراحساسات، پرشور، شورمند
Of a person: very emotional or passionate.
The artist was a small, intense man with piercing blue eyes.
هنرمند مردی کوچک و پرشور با چشمان آبی نافذ بود.
پرتنش، کشیده، تحت فشار
Under tension; tightly drawn; strained, stressed, tense.
intense moment
لحظهی پرتنش
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه intense را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.