دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی intensify به فارسی
شدید کردن، تشدید کردن، بر شدت (چیزی) افزودن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From intense + -ify, influenced by French intensifier.
فعل
- سومشخص مفرد
- intensifies
- وجه وصفی حال
- intensifying
- گذشته ساده
- intensified
- اسم مفعول
- intensified
شدید کردن، تشدید کردن، بر شدت (چیزی) افزودن
To render more intense.
We must intensify our efforts.
ما باید کوششهای خود را تشدید کنیم.
شدیدتر شدن، تشدید شدن
To become intense or more intense; to act with increasing power or energy.
Their rivalry is intensifying.
رقابت آنها دارد شدیدتر میشود.
پررنگتر کردن (فیلم عکاسی)
To make a photographic negative or image more distinct or darker.
The photographer decided to intensify the film to make the image darker.
عکاس تصمیم گرفت فیلم را پررنگتر کند تا تصویر تیرهتر شود.
اصطلاحها و عبارتها
intensification
تشدید، ستهمسازی
The act or process of making or becoming more intense.
The intensification of the storm caused widespread damage.
تشدید طوفان خسارت گستردهای به بار آورد.
عبارتهای مرتبط
- intensification
- تشدید، ستهمسازی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه intensify را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.