دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی intangible به فارسی
غیرقابل لمس، ناملموس، نامحسوس
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French intangible, from Medieval Latin intangibilis.
صفت
- صفت تفضیلی
- more intangible
- صفت عالی
- most intangible
غیرقابل لمس، ناملموس، نامحسوس
Incapable of being perceived by the senses; incorporeal.
that intangible thing, the soul
روح، آن چیز ناملموس
متضادها: tangible
اسم
- جمع
- intangibles
چیز ناملموس، امر نامحسوس
Anything intangible.
the intangible constituents of energy
اجزای نامحسوس کارمایه
دارایی نامشهود، مال غیرمادی قابل فروش
Incorporeal property that is saleable though not material, such as bank deposits, stocks, bonds, and promissory notes.
goodwill is an intangible asset
حسن نیت ثروتی معنوی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه intangible را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.