دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی intangible به فارسی

غیرقابل لمس، ناملموس، نامحسوس

بریتانیایی: /ɪnˈtæn.dʒə.bəl/ آمریکایی: /ɪnˈtæn.dʒə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French intangible, from Medieval Latin intangibilis.

صفت

صفت تفضیلی
more intangible
صفت عالی
most intangible
۱.

غیرقابل لمس، ناملموس، نامحسوس

Incapable of being perceived by the senses; incorporeal.

that intangible thing, the soul

روح، آن چیز ناملموس

متضادها: tangible

اسم

جمع
intangibles
۲.

چیز ناملموس، امر نامحسوس

Anything intangible.

the intangible constituents of energy

اجزای نامحسوس کارمایه

۳.

دارایی نامشهود، مال غیرمادی قابل فروش

حقوق

Incorporeal property that is saleable though not material, such as bank deposits, stocks, bonds, and promissory notes.

goodwill is an intangible asset

حسن نیت ثروتی معنوی است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه intangible را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.