دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی insurgency به فارسی
شورش، طغیان، حالت شورشآمیز
بریتانیایی: /ɪnˈsɜː.dʒən.si/ آمریکایی: /ɪnˈsɝː.dʒən.si/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From insurgent + -cy.
اسم
- جمع
- insurgencies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
شورش، طغیان، حالت شورشآمیز
Rebellion; revolt; the state of being insurgent.
The government struggled to control the insurgency in the northern region.
دولت برای کنترل شورش در منطقه شمالی تلاش میکرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه insurgency را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.