دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی instantaneous به فارسی
فوری، آنی، در دم
بریتانیایی: /ˌɪn.stənˈteɪ.ni.əs/ آمریکایی: /ˌɪn.stənˈteɪ.ni.əs/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From New Latin īnstāntāneus, from Latin īnstantem.
صفت
۱.
فوری، آنی، در دم
Occurring, arising, or functioning without any delay; happening within an imperceptibly brief period of time.
an instantaneous reply
جواب آنی
مترادفها: immediate، instant
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه instantaneous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.