دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی instability به فارسی
بیثباتی، ناپایداری، عدم ثبات
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French instabilité, from Latin instabilitas.
اسم
- جمع
- instabilities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
بیثباتی، ناپایداری، عدم ثبات
The quality of being unstable.
mental instability
تزلزل روانی
مترادفها: volatility
ناپایداری، حالت عدم تعادل
A state that is not in equilibrium, or in which a small change has a large irreversible effect.
the instability of a chemical compound
بیثباتی یک ترکیب شیمیایی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه instability را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.