دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی instability به فارسی

بی‌ثباتی، ناپایداری، عدم ثبات

بریتانیایی: /ˌɪn.stəˈbɪl.ə.ti/ آمریکایی: /ˌɪn.stəˈbɪl.ə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French instabilité, from Latin instabilitas.

اسم

جمع
instabilities
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

بی‌ثباتی، ناپایداری، عدم ثبات

uncountable

The quality of being unstable.

mental instability

تزلزل روانی

مترادف‌ها: volatility

۲.

ناپایداری، حالت عدم تعادل

countableفیزیک

A state that is not in equilibrium, or in which a small change has a large irreversible effect.

the instability of a chemical compound

بی‌ثباتی یک ترکیب شیمیایی

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه instability را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.