دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی insist به فارسی

پافشاری کردن، اصرار کردن، مصرانه ادعا کردن

بریتانیایی: /ɪnˈsɪst/ آمریکایی: /ɪnˈsɪst/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French insister, from Latin insistere.

فعل

سوم‌شخص مفرد
insists
وجه وصفی حال
insisting
گذشته ساده
insisted
اسم مفعول
insisted
۱.

پافشاری کردن، اصرار کردن، مصرانه ادعا کردن

ناگذرا

To hold up a claim emphatically.

The defendant insisted on his innocence.

متهم بر بی‌گناهی خود پافشاری کرد.

۲.

مصرانه خواستار شدن، اصرار کردن بر انجام کاری

گذرا

To demand continually that something happen or be done.

The Prime Minister insisted on his Chancellor's resignation.

نخست‌وزیر بر استعفای وزیر خود اصرار کرد.

۳.

تکیه کردن، استوار بودن بر

گذرامنسوخ

To stand or rest upon.

The arch insists on the pillars, bearing the weight with quiet certitude.

طاق بر ستون‌ها تکیه می‌کند و با اطمینان خاموش وزن را تحمل می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه insist را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.