دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی insight به فارسی
درونبینی، نگاه عمیق به درون چیزی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English insight, from in- + sight, perhaps continuing Old English insiht.
اسم
- جمع
- insights
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
درونبینی، نگاه عمیق به درون چیزی
A sight or view of the interior of anything; a deep inspection or view; introspection; frequently used with into.
His book contains deep insights into the problems of marriage.
کتاب او حاوی بینشهای ژرفی نسبت به مسایل زناشویی است.
قدرت مشاهده و استنتاج دقیق، تیزبینی
Power of acute observation and deduction.
His father was a man of insight.
پدرش مرد درونبینی بود.
مترادفها: penetration، discernment، perception
دانش حاصل از درک مصرفکننده که شرکت برای بهبود محصول یا برند به کار میگیرد
Knowledge (usually derived from consumer understanding) that a company applies in order to make a product or brand perform better and be more appealing to customers.
The marketing team used consumer insights to redesign the packaging.
تیم بازاریابی از بینش مصرفکننده برای طراحی مجدد بستهبندی استفاده کرد.
درک شهودی از ماهیت درونی چیزها، بصیرت
Intuitive apprehension of the inner nature of a thing or things; intuition.
She had an insight into the true nature of the problem.
او بصیرتی نسبت به ماهیت واقعی مسئله داشت.
درک گسترده از یک موضوع در نتیجه شناسایی روابط و رفتارها در یک مدل
An extended understanding of a subject resulting from identification of relationships and behaviors within a model, context, or scenario.
The AI system provided new insights into customer behavior.
سیستم هوش مصنوعی بینشهای جدیدی در مورد رفتار مشتری ارائه داد.
آگاهی فرد از ماهیت و شدت بیماری روانی خود
An individual's awareness of the nature and severity of one's mental illness.
Through meditation, she gained insight into her own emotional state.
از طریق مدیتیشن، او به روانآگاهی از وضعیت احساسی خود دست یافت.
مترادفها: nosognosia
اصطلاحها و عبارتها
have an insight into something
در مورد چیزی درون بینی یا بصیرت داشتن
To have a deep understanding or intuitive perception of something.
She has a remarkable insight into human behavior.
او بصیرت قابل توجهی در مورد رفتار انسان دارد.
عبارتهای مرتبط
- have an insight into something
- در مورد چیزی درون بینی یا بصیرت داشتن
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه insight را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.