دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی perception به فارسی

ادراک، دریافت، اندریافت اطلاعات حسی

بریتانیایی: /pəˈsep.ʃən/ آمریکایی: /pɚˈsep.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French percepcion, from Latin perceptio, from percipere (to perceive).

اسم

جمع
perceptions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

ادراک، دریافت، اندریافت اطلاعات حسی

The organization, identification, and interpretation of sensory information.

depth perception

اندریافت ژرفا، درک عمق

مترادف‌ها: ken

۲.

برداشت، استنباط، تلقی، تعبیر

Conscious understanding of something.

people's perception of what you are is as important as what you actually are

استنباط مردم از آنچه که تو هستی همانقدر مهم است که آنچه که تو واقعا هستی.

۳.

بینایی، توانایی دیدن

Vision; ability to see.

He lost his perception in the accident.

او در تصادف بینایی خود را از دست داد.

۴.

تیزبینی، دقت ادراک

Acuity; sharpness of perception.

color perception

درک رنگ، اندریافت رنگ

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه perception را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.