دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی innovate به فارسی
تغییر دادن، به چیزی نو تبدیل کردن، انقلابی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin innovare, meaning to renew.
فعل
- سومشخص مفرد
- innovates
- وجه وصفی حال
- innovating
- گذشته ساده
- innovated
- اسم مفعول
- innovated
تغییر دادن، به چیزی نو تبدیل کردن، انقلابی کردن
To alter, to change into something new; to revolutionize.
The council endeavored to innovate the ancient charter, replacing its feudal provisions with a more modern framework.
شورا در تلاش بود منشور باستانی را نوآورانه دگرگون کند و مفاد فئودالی آن را با چارچوبی مدرنتر جایگزین سازد.
نوآوری کردن، تازهاندیشی کردن، ابتکار کردن
To introduce something new to a particular environment; to do something new.
The company continues to innovate in technology.
شرکت در فناوری به نوآوری ادامه میدهد.
مترادفها: invent
چیزی را به عنوان نوآوری معرفی کردن، ابداع کردن
To introduce (something) as new.
to innovate a new method
روش جدیدی را نوآوری کردن
اصطلاحها و عبارتها
innovative
نوآورانه، مبتکرانه
Characterized by innovation; introducing new ideas or methods.
The company is known for its innovative approach to technology.
این شرکت به رویکرد نوآورانه خود در فناوری معروف است.
innovator
نوآور، مبتکر
A person who introduces new ideas, methods, or products.
Steve Jobs was a famous innovator in the tech industry.
استیو جابز یک نوآور مشهور در صنعت فناوری بود.
عبارتهای مرتبط
- innovator
- نوآور، مبتکر
- innovative
- نوآورانه، مبتکرانه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه innovate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.