دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی innovation به فارسی

نوآوری، تازه‌اندیشی، ابتکار، ابداع

بریتانیایی: /ˌɪn.əˈveɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌɪn.əˈveɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French innovation, from Late Latin innovatio, from Latin innovare.

اسم

جمع
innovations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

نوآوری، تازه‌اندیشی، ابتکار، ابداع

The act of innovating; the introduction of something new.

His innovations surprised everyone.

نوآوری‌های او همه را متعجب کرد.

متضادها: exnovation

۲.

تغییر ناشی از نوآوری، تغییر در رسوم

A change effected by innovating; a change in customs.

The new smartphone model features several innovations in design and technology.

مدل جدید گوشی هوشمند شامل چندین نوآوری در طراحی و فناوری است.

۳.

چیزی نو و مخالف رسوم یا آداب ثابت

Something new, and contrary to established customs, manners, or rites.

The festival introduced an innovation that was not well received.

جشنواره نوآوری‌ای را معرفی کرد که مورد استقبال قرار نگرفت.

۴.

شاخه‌ی تازه‌تشکیل‌شده یا افزوده‌ی سالانه به ساقه‌ی بسیاری از خزه‌ها

گیاه‌شناسی

A newly formed shoot, or the annually produced addition to the stems of many mosses.

The moss showed new innovations at the tips.

خزه در نوک‌ها شاخه‌های تازه‌ای نشان داد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه innovation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.