دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی initialize به فارسی
مقادیر اولیه به چیزی اختصاص دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: initialise UK
ریشهشناسی
From initial + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- initializes
- وجه وصفی حال
- initializing
- گذشته ساده
- initialized
- اسم مفعول
- initialized
مقادیر اولیه به چیزی اختصاص دادن
To assign initial values to something.
You need to initialize the system before use.
باید قبل از استفاده، سیستم را مقداردهی اولیه کنید.
مقدار اولیه به یک متغیر اختصاص دادن
To assign an initial value to a variable.
Initialize the counter to zero.
شمارنده را به صفر مقداردهی اولیه کنید.
یک رسانه ذخیرهسازی را قبل از استفاده فرمت کردن
To format a storage medium prior to use.
Initialize the hard drive before installing the OS.
قبل از نصب سیستمعامل، هارد دیسک را فرمت کنید.
سختافزاری (مانند چاپگر یا اسکنر) را برای استفاده آماده کردن
To prepare any hardware (such as a printer or scanner) for use.
Initialize the printer before printing.
قبل از چاپ، چاپگر را آماده کنید.
یک عبارت را به سرواژه یا یک کلمه را به حرف اول آن تقلیل دادن
To reduce (a phrase) to an initialism, or a word to its initial.
The council initialized the organization's name to NGO.
شورای سازمان نام این مجموعه را به NGO تقلیل داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه initialize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.