دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی initialize به فارسی

مقادیر اولیه به چیزی اختصاص دادن

بریتانیایی: /ɪˈnɪʃ.əl.aɪz/ آمریکایی: /ɪˈnɪʃ.əl.aɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: initialise UK

ریشه‌شناسی

From initial + -ize.

فعل

سوم‌شخص مفرد
initializes
وجه وصفی حال
initializing
گذشته ساده
initialized
اسم مفعول
initialized
۱.

مقادیر اولیه به چیزی اختصاص دادن

گذرا

To assign initial values to something.

You need to initialize the system before use.

باید قبل از استفاده، سیستم را مقداردهی اولیه کنید.

۲.

مقدار اولیه به یک متغیر اختصاص دادن

گذرارایانه

To assign an initial value to a variable.

Initialize the counter to zero.

شمارنده را به صفر مقداردهی اولیه کنید.

۳.

یک رسانه ذخیره‌سازی را قبل از استفاده فرمت کردن

گذرارایانه

To format a storage medium prior to use.

Initialize the hard drive before installing the OS.

قبل از نصب سیستم‌عامل، هارد دیسک را فرمت کنید.

۴.

سخت‌افزاری (مانند چاپگر یا اسکنر) را برای استفاده آماده کردن

گذرارایانه

To prepare any hardware (such as a printer or scanner) for use.

Initialize the printer before printing.

قبل از چاپ، چاپگر را آماده کنید.

۵.

یک عبارت را به سرواژه یا یک کلمه را به حرف اول آن تقلیل دادن

گذراقدیمی

To reduce (a phrase) to an initialism, or a word to its initial.

The council initialized the organization's name to NGO.

شورای سازمان نام این مجموعه را به NGO تقلیل داد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه initialize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.