دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inferential به فارسی

وابسته به برداشت یا نتیجه‌گیری، استنباطی

بریتانیایی: /ˌɪn.fərˈen.ʃəl/ آمریکایی: /ˌɪn.fərˈen.ʃəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From inference + -ial.

صفت

صفت تفضیلی
more inferential
صفت عالی
most inferential
۱.

وابسته به برداشت یا نتیجه‌گیری، استنباطی

Of, pertaining to, or derived using inference.

The scientist made an inferential decision based on the data collected from the experiment.

دانشمند بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده از آزمایش، تصمیم استنباطی گرفت.

مترادف‌ها: illative

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inferential را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.