دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inference به فارسی
استنباط، برداشت، نتیجهگیری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: inferrence misspelling
ریشهشناسی
From Latin inferentia; morphologically infer + -ence.
اسم
- جمع
- inferences
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
استنباط، برداشت، نتیجهگیری
The act or process of inferring by deduction or induction.
She made an inference about his feelings based on his behavior.
او بر اساس رفتار او، از احساساتش استنباطی کرد.
نتیجهای که از راه استنباط به دست میآید، استنتاج
That which is inferred; a conclusion or deduction drawn from evidence or premises.
Based on the evidence, his inference was that she was not at home.
بر اساس شواهد، استنتاج او این بود که او در خانه نیست.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inference را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.