دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inference به فارسی

استنباط، برداشت، نتیجه‌گیری

بریتانیایی: /ˈɪn.fər.əns/ آمریکایی: /ˈɪn.fɚ.əns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: inferrence misspelling

ریشه‌شناسی

From Latin inferentia; morphologically infer + -ence.

اسم

جمع
inferences
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

استنباط، برداشت، نتیجه‌گیری

uncountable

The act or process of inferring by deduction or induction.

She made an inference about his feelings based on his behavior.

او بر اساس رفتار او، از احساساتش استنباطی کرد.

۲.

نتیجه‌ای که از راه استنباط به دست می‌آید، استنتاج

countable

That which is inferred; a conclusion or deduction drawn from evidence or premises.

Based on the evidence, his inference was that she was not at home.

بر اساس شواهد، استنتاج او این بود که او در خانه نیست.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inference را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.