دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی infatuated به فارسی

شیفته، شیدا، واله

بریتانیایی: /ɪnˈfætʃʊeɪtɪd/ آمریکایی: /ɪnˈfætʃʊeɪtɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

۱.

شیفته، شیدا، واله

Bewitched, enamored, captivated, obsessed with someone or something.

an infatuated young man

مرد جوان خاطرخواه

۲.

احمق، نابخرد، دارای قضاوت نادرست

Foolish, lacking good judgment, biased.

He made an infatuated decision that cost him dearly.

او تصمیم نابخردانه‌ای گرفت که برایش گران تمام شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه infatuated را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.