دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inextricable به فارسی
از هم باز نکردنی، ناگشودنی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French inextricable, from Latin inextricabilis.
صفت
از هم باز نکردنی، ناگشودنی
Impossible to untie or disentangle.
The necklace was tangled in an inextricable knot.
گردنبند در یک گره ناگشودنی پیچیده شده بود.
متضادها: extricable
لاینحل، سردرگم
Impossible to solve.
The problems in the project became inextricable, making it difficult to find a solution.
مشکلات در پروژه لاینحل شدند و پیدا کردن راهحل را دشوار کردند.
گریزناپذیر، ناگسستنی
Impossible to escape from.
The country was caught in an inextricable cycle of violence.
کشور در چرخهای گریزناپذیر از خشونت گرفتار شده بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inextricable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.