دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inexpressive به فارسی
بیچم، بیآرش، ناگویا، گنگ
بریتانیایی: /ˌɪn.ɪkˈspres.ɪv/ آمریکایی: /ˌɪn.ɪkˈspres.ɪv/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From in- + expressive.
صفت
- صفت تفضیلی
- more inexpressive
- صفت عالی
- most inexpressive
۱.
بیچم، بیآرش، ناگویا، گنگ
Lacking expression or emotion.
His face was inexpressive, revealing nothing about his true feelings.
چهرهاش بیچم بود و هیچ چیزی از احساسات واقعیاش را نشان نمیداد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inexpressive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.