دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی indigenous به فارسی
بومی، بومزاد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Late Latin indigenus, from indi- (in) + gen- (give birth).
صفت
Some style guides recommend capitalizing Indigenous when referring to ethnic groups.
بومی، بومزاد
Born or originating in a particular land or region, especially before an intrusion.
Lions are indigenous to Africa.
شیر بومی افریقا است.
مترادفها: aboriginal، autochthonous، native
بومی، متعلق به مردم بومی
Of or relating to a people that inhabited a region prior to colonization and maintains a distinct culture.
The Ainu are the indigenous ethnic group of Japan's Hokkaido Island.
آینوها گروه قومی بومی جزیرهی هوکایدوی ژاپن هستند.
نهادی، درونزاد، فطری
Innate, inborn.
Behavior that is indigenous to human beings.
رفتاری که در انسانها ذاتی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه indigenous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.