دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inconclusive به فارسی
بدون نتیجهی قطعی، پادرهوا، غیرقاطع
بریتانیایی: /ˌɪn.kəŋˈkluː.sɪv/ آمریکایی: /ˌɪn.kəŋˈkluː.sɪv/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: nonconclusive
ریشهشناسی
From in- + conclusive.
صفت
- صفت تفضیلی
- more inconclusive
- صفت عالی
- most inconclusive
۱.
بدون نتیجهی قطعی، پادرهوا، غیرقاطع
Not conclusive, not leading to a conclusion.
a long and inconclusive war
جنگی طولانی و بینتیجه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inconclusive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.