دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی incompatible به فارسی
ناسازگار، مغایر، ناهمساز، نامتوافق، ناجور
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from French incompatible.
صفت
- صفت تفضیلی
- more incompatible
- صفت عالی
- most incompatible
ناسازگار، مغایر، ناهمساز، نامتوافق، ناجور
Of two things: that cannot coexist; not congruous because of differences; unable to function together due to dissimilarities.
My phone is incompatible with the latest version of this app.
گوشی من با آخرین نسخه این برنامه ناسازگار است.
مترادفها: irreconcilable
متضادها: compatible
ناسازگار (در شیمی: موادی که نمیتوانند بدون واکنش یا تجزیه در کنار هم باشند)
Incapable of being together without mutual reaction or decomposition, as certain medicines.
These two medicines are incompatible and should not be taken together.
این دو دارو ناسازگار هستند و نباید با هم مصرف شوند.
اسم
- جمع
- incompatibles
ماده ناسازگار (در پزشکی و شیمی: مادهای که نمیتوان با مواد دیگر ترکیب کرد)
An incompatible substance; one of a group of things that cannot be placed or used together because of a change of chemical composition or opposing medicinal qualities.
The incompatibles of iron include certain alkalis.
مواد ناسازگار با آهن شامل برخی قلیاها هستند.
نتیجه یک ضد (در فلسفه)
A consequent of a contrary.
In logic, an incompatible is a proposition that cannot be true with another.
در منطق، ناسازگار گزارهای است که نمیتواند با گزاره دیگر درست باشد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه incompatible را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.