دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inbuilt به فارسی

ساخته‌شده درون چیزی، ذاتی، درونی

بریتانیایی: /ˈɪn.bɪlt/ آمریکایی: /ˈɪn.bɪlt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: in-built

ریشه‌شناسی

From in- + built.

صفت

صفت تفضیلی
more inbuilt
صفت عالی
most inbuilt
۱.

ساخته‌شده درون چیزی، ذاتی، درونی

Existing as an essential constituent; built-in; inherent; integral.

The system has inbuilt safety features.

این سیستم دارای ویژگی‌های ایمنی درونی است.

مترادف‌ها: built-in، inherent، integral

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inbuilt را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.