دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inadequacy به فارسی

عدم کفایت، ناکافی بودن

بریتانیایی: /ɪˈnæd.ɪ.kwə.si/ آمریکایی: /ɪˈnæd.ə.kwə.si/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

اسم

جمع
inadequacies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

عدم کفایت، ناکافی بودن

The state of being inadequate.

The inadequacy of the budget caused delays.

ناکافی بودن بودجه باعث تأخیر شد.

متضادها: adequacy، plenty

۲.

کمبود، کمداشت

A shortage of required material.

There is an inadequacy of clean water in the region.

کمبود آب تمیز در منطقه وجود دارد.

مترادف‌ها: deficiency، insufficiency

۳.

عدم صلاحیت یا توانایی

A lack of competence or ability.

the inadequacies of the country's justice system

نارسایی نظام دادگستری کشور

مترادف‌ها: incompetence، inability، incapability

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inadequacy را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.