دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inadequacy به فارسی
عدم کفایت، ناکافی بودن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- جمع
- inadequacies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
عدم کفایت، ناکافی بودن
The state of being inadequate.
The inadequacy of the budget caused delays.
ناکافی بودن بودجه باعث تأخیر شد.
متضادها: adequacy، plenty
کمبود، کمداشت
A shortage of required material.
There is an inadequacy of clean water in the region.
کمبود آب تمیز در منطقه وجود دارد.
مترادفها: deficiency، insufficiency
عدم صلاحیت یا توانایی
A lack of competence or ability.
the inadequacies of the country's justice system
نارسایی نظام دادگستری کشور
مترادفها: incompetence، inability، incapability
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inadequacy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.