دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inability به فارسی
ناتوانی، عدم قدرت، عجز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From in- + ability, influenced by Medieval Latin inhabilitas.
اسم
- جمع
- inabilities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ناتوانی، عدم قدرت، عجز
Lack of the ability to do something; incapability.
his inability to read
ناتوانی او در خواندن
مترادفها: unability
فروماندگی، ناتوانی در انجام کاری
Lack of the option to do something; powerlessness.
She felt frustration at her inability to change the situation.
او از ناتوانی خود در تغییر وضعیت احساس سرخوردگی میکرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inability را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.