دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inability به فارسی

ناتوانی، عدم قدرت، عجز

بریتانیایی: /ˌɪn.əˈbɪl.ə.ti/ آمریکایی: /ˌɪn.əˈbɪl.ə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From in- + ability, influenced by Medieval Latin inhabilitas.

اسم

جمع
inabilities
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

ناتوانی، عدم قدرت، عجز

Lack of the ability to do something; incapability.

his inability to read

ناتوانی او در خواندن

مترادف‌ها: unability

۲.

فروماندگی، ناتوانی در انجام کاری

Lack of the option to do something; powerlessness.

She felt frustration at her inability to change the situation.

او از ناتوانی خود در تغییر وضعیت احساس سرخوردگی می‌کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inability را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.