دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inaugural به فارسی

وابسته به گشایش، افتتاحی

بریتانیایی: /ɪˈnɔː.ɡjə.rəl/ آمریکایی: /ɪˈnɑː.ɡjə.rəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French inaugural, from Latin inaugurare (to take omens).

صفت

۱.

وابسته به گشایش، افتتاحی

Of or relating to an inauguration.

The president delivered his inaugural speech.

رئیس‌جمهور سخنرانی افتتاحی خود را ایراد کرد.

۲.

آغازین، ابتدایی

Marking the beginning of an operation, venture, etc.

2009 was the inaugural season for the new stadium.

سال ۲۰۰۹ فصل آغازین ورزشگاه جدید بود.

اسم

جمع
inaugurals
۳.

افتتاح، گشایش

An inauguration; a formal beginning.

The inaugural of the President will take place in March.

مراسم افتتاحیه رئیس‌جمهور در ماه مارس برگزار خواهد شد.

۴.

سخنرانی افتتاحی

A formal speech given at the beginning of an office.

The president delivered his inaugural to the nation.

رئیس‌جمهور سخنرانی افتتاحی خود را به ملت ارائه داد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inaugural را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.