دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی improvise به فارسی

بداهه گفتن یا انجام دادن، بدون آمادگی قبلی عمل کردن

بریتانیایی: /ˈɪm.prə.vaɪz/ آمریکایی: /ˈɪm.prə.vaɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French improviser, from Latin improvisus.

فعل

سوم‌شخص مفرد
improvises
وجه وصفی حال
improvising
گذشته ساده
improvised
اسم مفعول
improvised
۱.

بداهه گفتن یا انجام دادن، بدون آمادگی قبلی عمل کردن

گذراناگذرا

To make something up or invent it as one goes on; to proceed guided only by imagination, intuition, and guesswork rather than by a careful plan.

He had no speech prepared, so he improvised.

او هیچ سخنرانی آماده‌ای نداشت، بنابراین بداهه گفت.

مترادف‌ها: wing it، play by ear

۲.

با وسایل موجود سرهم کردن، به طور موقت چاره‌ای اندیشیدن

گذرا

To make or do something using whatever is available, often as a temporary solution.

They improvised a simple shelter with branches and the rope they were carrying.

آنها با شاخه‌ها و طنابی که همراه داشتند یک سرپناه ساده سرهم کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه improvise را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.