دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی improvise به فارسی
بداهه گفتن یا انجام دادن، بدون آمادگی قبلی عمل کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French improviser, from Latin improvisus.
فعل
- سومشخص مفرد
- improvises
- وجه وصفی حال
- improvising
- گذشته ساده
- improvised
- اسم مفعول
- improvised
بداهه گفتن یا انجام دادن، بدون آمادگی قبلی عمل کردن
To make something up or invent it as one goes on; to proceed guided only by imagination, intuition, and guesswork rather than by a careful plan.
He had no speech prepared, so he improvised.
او هیچ سخنرانی آمادهای نداشت، بنابراین بداهه گفت.
مترادفها: wing it، play by ear
با وسایل موجود سرهم کردن، به طور موقت چارهای اندیشیدن
To make or do something using whatever is available, often as a temporary solution.
They improvised a simple shelter with branches and the rope they were carrying.
آنها با شاخهها و طنابی که همراه داشتند یک سرپناه ساده سرهم کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه improvise را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.