دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی implication به فارسی
عمل درگیر کردن یا متهم کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French implication, from Latin implicatio.
اسم
- جمع
- implications
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
عمل درگیر کردن یا متهم کردن
The act of implicating.
His implication in the scandal was unexpected.
دست داشتن او در رسوایی غیرمنتظره بود.
وضعیت درگیر بودن یا متهم بودن
The state of being implicated.
The implication of his involvement in the crime shocked everyone.
اتهام دست داشتن او در جرم همه را شوکه کرد.
پیامد، نتیجهی احتمالی
A possible effect or result of a decision or action.
The new law has far-reaching implications for the future of journalism.
قانون جدید برای آیندهی روزنامهنگاری دارای پیامدهای فراگیری بود.
معنی ضمنی، دلالت، فحوا
Something implied but not expressed; an inference.
His statements had several implications.
اظهارات او بر چندین چیز دلالت میکرد.
استلزام، رابط شرطی در منطق
The connective in propositional calculus meaning 'if A then B'.
If it rains, the implication is that the ground will be wet.
اگر باران ببارد، استلزام آن این است که زمین خیس خواهد شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه implication را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.